X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1387

قسمت چهاردهم              جمله های تاکیدی (1)

جمله های تاکیدی جمله هایی هستند که به کمک آن ها می توانیم ضمیر باطن خود را از چیزهایی که نمی خواهیم پاک کنیم و با برنامه ریزی درست،چیزهایی را که می خواهیم درآینده برایمان اتقاق بیفتد وارد آن نماییم

فرض کن یک دستگاه کامپیوتر داری که اطلاعاتش قدیمی و غیرقابل استفاده شده.حالا می خواهی آن اطلاعات را پاک کنی و به جای آن اطلاعات روز و جدید را جایگزین نمایی.عبارت های تاکیدی هم همین نقش را بازی می کنندو باور تو را نسبت به خودت و محیط اطرافت تغییر می دهند. این تغییرات بستگی به تعریفی دارد که ما از خودمان می کنیم.اگر خودت را درقالب یک فرد موفق- خوش شانس- با هوش و کارآمد ببینی و تعریف کنی،عبارتهای تاکیدی،کارایی زیادی برایت خواهدداشت.اما اگرزیباترین جمله های تاکیدی را به کار ببری ولی آنها را باور نداشته باشی و خودت را با تعریفی که از گذشته از خودت داشته ای مقایسه کنی ثمری حاصل نمی شود.

مثلا"اگر بگویی( من بدنی سرحال و خوش فرم دارم.) بعد به آینه نگاه کنی و بگویی، (من با این شکم گنده نمی توانم سرحال و خوش فرم باشم.) این نوع نگرش اثرات جمله تاکیدی را خنثی می کند،زیرا تو آن احساس واقعی را برای داشتن بدنی سر حال و خوش فرم  درخودت به وجود نیاورده ای.هنوز بر این باوری که داشتن بدنی سرحال و خوش فرم دست نیافتنی است.

هربار که عبارتی تاکیدی را بر زبان می آوری،بر اساس احساسی که به تو دست می دهد برایت واکنش نشان می دهد.

بعضی افراد نمی توانند باورکنند که با تکراریک عبارت تاکیدی،می شود ضمیر باطن را تغییر داد و به خواسته خود رسید،به همین سبب اگر آنها جمله تاکیدی را به شکل سوم شخص بیان کنند،بیشتر آن را باورمی کنند.

در اینجا جمله های تاکیدی را به دو بخش تقسیم می کنم: 1- جمله تاکیدی سوم شخص. 2- جمله تاکیدی اول شخص.

مثال برای عبارتهای تاکیدی سوم شخص:

اول این پرسش را مطرح کن.آیا در دنیا کسی وجود دارد که خواسته هایش مثل من باشد و به آنها رسیده باشد؟ مثلا"،کسی هست که بتواند پول پس انداز کند؟ جواب: وقتی دقت میکنی ،می بینی بله، عده زیادی هر روز در دنیا پول پس انداز می کنند.

1- هر روز میلیونها نفر در دنیا،میلیاردها تومان پول پس انداز می کنند.(تو هم می توانی یکی از آنها باشی.)

  آیا امروز کسی در دنیا چک دریافت می کند؟ جواب: 2- امروز هزاران نفر در دنیا چک دریافت می کنند. (من هم می توانم یکی از آنها باشم.)

آیا امروز در دنیا کسی هست که پول یا جایزه ی دیگری برنده شده باشد؟ جواب:

3- امروز هزاران نفر در دنیا پول و جایزه برنده می شوند.(من هم می توانم یکی از آنها باشم.)......... این جملات باید مرتب تکرار شوند.

وقتی در باره ی موضوع مشخصی پرسشی را مطرح می کنی که جزو آرزوهایت است و می بینی عده ی زیادی در دنیا هستند که به این آرزوها رسیده اند،هیچ دلیلی ندارد که تو به آن خواسته نرسی. وقتی به این روش توانستی به خودت بقبولانی که تو هم می توانی جزو یکی از آن میلیونها نفر باشی که به خواسته خود رسیده اند،کم کم شروع به برچیدن حصارهایی می کنی که به دور ذهنت کشیده ای و این پیام را هم به ضمیر باطنت  منتقل می کنی که، بله من شایسته هستم.

 وقتی این مرحله را پشت سرگذاشتی زمان آن می رسد که عبارتهای تاکیدی را به این شکل تمرین کنی تا انرژیت را افزایش دهد.

تصمیم گرفته ام..........

دوست دارم بدانم ...........

خیلی هیجان زده می شوم..............

حالا برای آشنایی شما، جمله اول را من تکمیل می کنم. بقیه جمله ها و جمله هایی از این قبیل را خودت می توانی بنویسی و مرتب کنی.

مثلا: ( تصمیم گرفته ام تا آخر سال یکصد میلیون تومان درآمد داشته باشم.)

بقیه را خودت تکمیل کن.

جملات تاکیدی اول شخص را در قسمت بعد خواهم گفت.

روزی دوستی که به او قانون جذب را یاد داده بودم به من مراجعه کرد. او قبلا چند تمرین را با موفقیت انجام داده بود و به نتیجه رسیده بود. به او گفتم دوست داری به همین روش مبلغی پول بدست بیاوری؟ گفت بله. گفتم: پس مبلغی را مشخص کن. گفت، اگر بتوانم دو میلیون تومان پول بدست بیاورم خیلی از مشکلاتم حل می شود. گفتم، پس از همین حالا تجسم کن که به غیر از حقوق ماهیانه ات مبلغ دو میلیون تومان به تو رسیده است و از همین الان برای آن برنامه ریزی کن. تجسم کن که پولها به دستت رسیده و در حال شمارش آنها هستی و هر قسمت آنرا برای انجان کاری کنار می گذاری. فقط یادت باشد که هیچ شک و تردیدی به خودت راه ندهی. اصلا فکر نکن که این پول چگونه به دستت خواهد رسید.

چون او را می شناختم، می دانستم قدرت تجسم و باور خیلی قوی دارد. چند روزی گذشت و من دیگر چیزی از او نپرسیدم. یک روز به او گفتم آیا به تجسم کردن ادامه می دهی؟ با خوشحالی گفت پول رسید. دستش را درجیبش کرد و چند برگ چک پول به من نشان داد و گفت، یک ساعت پیش یکنفر آمد و دو میلیون تومان به من داد. گفتم: به چه مناسبتی؟ گفت چند سال بود که من این پول را از او طلب داشتم. هرچه می گفتم اعتنا نمی کرد. من هم قید این پول را زده بودم چون به نظر می رسید نمی خواهد آنرا پس بدهد. یک ساعت پیش بدون اینکه من از قبل چیزی به او گفته باشم پیش من آمد و این پولها را به من داد.

ادامه دارد.....

By Glseek.com
blogsky:/linkbody>