X
تبلیغات
رایتل
شنبه 21 دی‌ماه سال 1387

قسمت بیستم     مراقبه(1)   (Meditation)

در قسمت ششم با نحوهء آرام سازی بدن آشنا شدید.مراقبه هم دنباله و هم  قسمت تکمیلی آن است.هدف از مراقبه رسیدن به اوج انسانیت و بهره برداری کامل از آنست.مراقبه به ما کمک می کند که به صلح و آرامش درونی برسیم ویک فضای مناسب به دور ازهرگونه عصبانیت – تنش – شتابزدگی و سر درگمی،بتوانیم تمرکز خود را به دست بیاوریم و با استفاده از تمرکز و استعدادهای درونی خود،کارهای روزمره را به نحو شایسته ای به انجام برسانیم.

وقتی درک ما نسبت به خودمان و جهان گسترده و روشن باشد،هدفهایمان هم گسترده و وسیع می شوند و و قتی احساس امنیت بیشتری بکنیم از بدبینی ما نسبت به دیگران کاسته خواهد شد.

مراقبه یکی از سالم ترین،مناسب ترین وایمن ترین تمرین هایی است که می تواند برای مقابله با تنش ها و فشارهای روزمرهء زندگی،بسیار مفید باشد و تاثیر مثبتی در کارهای شما بگذارد.مراقبه برای ذهن و جسم بسیار سودمند است و وارهیدگی عمیقی که در اثر این تمرینات به شما دست میدهد، استرس را از شما دور می کند.صبر و تحمل شما را بالا می برد ورفتارتان را ملایم تر می کند و سبب می شود با آگاهی از اعمال و احساساتتان،عمل نسنجیده ای را انجام ندهید. تمرکز فکری را تقویت می کند و به شما کمک می کند بدون هیچ تنشی،حواس خود را روی موضوع مورد علاقه خود متمرکز کنید.

مراقبه با خواب و خلسه فرق دارد.هیچ فشار و نیرویی در کار نیست و هر وقت احساس ناراحتی کردید می توانید چشمانتان را باز کنید و از جا بلند شوید.مراقبه چیزی نیست که بخواهید از آن بترسید و هر وقت دلتان خواست می توانید با باز کردن چشمانتان آن را به راحتی پایان دهید.

با استفاده از مراقبه یاد می گیرید که احساسات و واکنشهای الگویی مخرب را که دراثر گذشت زمان در رفتارتان شکل گرفته است  شناسایی کرده و کنار بگذارید تا بتوانید الگوی رفتاری مناسب را جایگزین آنها نمایید.

مراقبه به شما خواهد آموخت که چگونه انرژی خود را حفظ و از به هدر رفتن آن جلوگیری کنید و با حد اکثر بازدهی، چگونه آن را صرف مسئولیتها و کارهای مهم روزانه خود نمایید.

شاید تصور کنید که مراقبه فقط کار افرادی است که راحت و بی درد سر زندگی می کنند وزندگی افراد پر مشغله با مراقبه، همخوانی و هماهنگی ندارد. در اینجا نوع مراقبه ای که انتخاب شده برای افرادی است که فرصت کافی برای این کار ندارند و می توانند با اختصاص دادن چند دقیقه از وقت خود  در حالتهای مختلف، از مزایای مراقبه برخوردار شوند.

ما، در رفت و آمد های روزانه خود ، با افرادی برخورد می کنیم که مثلا" در صف اتوبوس یا جاهای دیگر و هر فرصتی که پیش بیاید شروع به مطالعه می کنند یا خانمهایی را می بینید که با استفاده از این فرصتها بافتنی می بافند و کارهایی از این قبیل.شما هم می توانید از این فرصتها که در طول روز برایتان پیش می آید،در هرجا که هستید مراقبه کنید. وقتی با روش انجام مراقبه آشنا شدید خواهید دید این کار بسیار آسان و همه جا قابل اجراء است. هنگامی که برای مدتی مراقبه کنید و از فواید آن بهره مند شوید، شوق انجام آن در فرصتهایی که برایتان پیش می آید در شما فزونی می گیرد.

وقتی احساس خستگی کسالت و درماندگی می کنید، برای اینکه بتوانید به کار خود ادامه دهید نیازمند انرژی بیشتری هستید. در این زمان است که نباید کوتاه بیایید ودر سخت ترین شرایط به مراقبه ادامه دهید. هرچه در زندگی فعال تر باشید نیاز بیشتری به مراقبه دارید و هرچه بیشتر ازمزایای مراقبه استفاده کنید علاقهء بیشتری به مراقبه در شما بوجود خواهد آمد.

قبل از یاد گرفتن مراقبه، باید بدانید روشهای متعد دی برای این کار وجود دارد و کتابهای مختلفی هم در این زمینه نوشته شده است. اما روشی را که من برای شما انتخاب کرده ام بسیار ساده است و برای همه و در همه حال قابل دسترسی و انجام است.

تاریخچه مراقبه در ایران به قرنها پیش برمی گردد و صوفی ها ،هنگامی که به مرحله طریقت می رسیدند ،مراقبه های بسیار دشواری را انجام می دادند ( از جمله این اعمال می توان به چله نشینی  اشاره کرد که به مدت چهل روز در خانقاه یا جایی که مرشد تعیین می کرد می نشستند و با اند ک غذایی سر می کردند و وِردی را که مرشد به آنها گفته بود تکرار می کردند و پس از اتمام چهل روز، چلهء بعدی شروع می شد.) و پس از طی این مراحل به حقیقت می رسیدند.

روشهای مراقبه هم مانند مد متغیر است و انتخاب روش مراقبه یک مسئله شخصی است و هر کس یک روش را می پسند د. شما اگر از روش مراقبه خود خسته شدید می توانید آن را تغییر دهید ولی این عامل نباید بهانه ای برای دست کشیدن از مراقبه باشد. یک روش را یکسال امتحان کنید و بعد به سراغ روشهای دیگر بروید. در قسمت 21 ام، یکی از روشهای آسان مراقبه را برایتان توضیح می دهم.

(برخی مطالب مراقبه که در اینجا آمده،با استفاده از کتاب مراقبه ، نوشته دان کروز- ترجمه خانم نفیسه معتکف چاپ دوم ، با تغییرات  می باشد.)

دوستی می گفت:روزی قرار بود چند نفر میهمان برایمان بیاید. وضع مالیمان بسیار بد بود و پولی هم در بساط نبود تا بتوانم برای آنها غذایی تهیه کنم. تقریباًِ تمام مواد غذایی موجود در خانه هم مصرف شده بود. کسی هم نبود که بتوانم از او پولی قرض بگیرم. در نهایت یاس و نا امیدی در گوشه ای نشسته بودم و به دنبال راهی برای تهیه شام می گشتم. زیر لب گفتم ، خدایا، راهی جلو پایم بگذار تا بتوانم امشب جلو مهمانانم آبرویم را حفظ کنم . هر چه بیشتر فکر می کردم ،کمتر به نتیجه می رسیدم. به گوشه ای تکیه دادم و چشمهایم را بستم. در همین حالت خوابم برد . نمیدانم چقدر زمان گذشت که ناگهان با صدای زنگ در از خواب پریدم. به طرف در رفتم و در را باز کردم. مرد غریبه ای را پشت در دیدم. تا آن زمان چنین شخصی را در محله مان ندیده بودم . با احترام به من سلام کرد. گفتم بفرمایید؟ او هم کیسه برنجی را که در دست داشت به همراه کیسه نایلونی که پُراز گوشت بود به من داد و گفت،خدمت شما. گفتم اینها چیه؟ گفت،نذری. گفتم، برای نذری که این همه گوشت نمیدن. این برنجها چیه؟ گفت، راستش را بخواهید ما امروز قرار بود غذای نذری درست کنیم. مشکلی برایمان پیش آمد که این کار غیر ممکن شد. تصمیم گرفتیم که گوشت و برنج آن را بیرون بدهیم .آنها را آوردم که ناگهان چشمم به منزل شما افتاد و آنها را برای شما آوردم.از او تشکر کردم و به طرف آشپزخانه رفتم و مشغول پختن غذا شدم. غذا تقریباٌ جور شده بود که دوباره صدای زنگ در را شنیدم. دوان دوان به طرف در رفتم.دوباره غریبه ای را جلو در دیدم. او هم سلام کرد و کیسهء پُر از میوه ای را که در دست داشت جلو در گذاشت و گفت، امروز یکی از دوستان، از باغش برای ما میوهء زیادی آورده بود. ما چون این همه میوه را نمی توانستیم مصرف کنیم مقداری را به همسایه ها دادم.این هم سهم شما شد. و خدا حافظی کرد و رفت!!!!!!

By Glseek.com
blogsky:/linkbody>