X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 24 آذر‌ماه سال 1387

قسمت سوم: خیر و شر

با مراجعه به کتابهای آسمانی می خوانیم که خداوند آسمانها و زمین را خلق کرد و هر آنچه که خدا خلق کرد خیر بود و در ادامه می خوانیم که خداوند شما را به راه راست و خیر دعوت می کند. همه پیامبران الهی مبعوث شدند تا راه خیر و صلاح را به بشر نشان دهند و انسانهای گمراه را از بدی ها نجات دهند و به راه راست هدایت نمایند.

خداوند سراسر نیکی و رحمت است، بنابر این ما چگونه می توانیم بدی را شرح دهیم؟ چطور پلیدی را توضیح دهیم؟ مشکلات را چگونه تشریح کنیم؟ چطور می توانیم بسیاری از این چیزها را که تا حد زیادی بخشی از زندگیمان و بخشی از خود آگاهیمان هستند تفسیر کنیم؟

همه این مشکلات در واقع از زمانی آغاز شد که ما مساله ای به نام (خود) را مطرح کردیم و به وسیله این خود همه چیزمان را از منبع کمال مطلق و آفریدگار جدا نمودیم. این مطلب را مولانا شاعر بزرگ ایران در نی نامه به زیبایی شرح می دهد: 

بشنو از نی چون حکایت می کند          از جدایی ها شکایت می کند

از نیستان تا مرا ببریده اند                   از نفیرم مرد و زن نالیده اند

وقتی ما از منبع خیر و کمال جدا هستیم به ناچار خودمان را با همان چیزهایی که داریم و هستیم تعریف می کنیم و می گوییم من دارای این ثروت هستم، من این شهرت را دارم، من.... و از این طریق خودمان را از بقیه و حتی خدا جدا می کنیم. از اینجاست که راه را برای کجرویها و شر باز می کنیم و در هنگام بروز مشکل خودمان را تنها و بدون حامی می بینیم.

مطلب دیگر این است که همه چیز از یک فکر شروع می شود. این فکر گسترش می یابد و همه زندگی را فرا می گیرد. امرسون می گوید: ریشه هر عملی یک فکر و اندیشه است. ما اکثراً روی موضوعی که به آن فکر می کنیم دقیق می شویم. به نحوی که سیستم بدن خود را وادار می کنیم که نسبت به آن واکنش نشان دهد.

به عنوان مثال: مثلاً شما عطسه ای می کنید و می گویید: اوه خدای من باز سرما خوردم، حتماً تا شب گلو دردم شروع می شه. شب که می شود در گلویتان احساس سوزش می کنید. وقتی احساس گلو درد شروع شد با خود می گویید: حتماً فردا آبریزش بینی و سردرد شروع می شود. پس فردا تب می کنم و روز چهارشنبه در خانه بستری خواهم شد. از زمانیکه این فکر را آغاز کردید و روی آن تمرکز نمودید بدن شما نسبت به این فکر واکنش نشان می دهد و طبق خواسته شما عمل می کند و روز چهار شنبه در خانه بستری می شوید. فکری که فقط یک اشتباه ذهنی است و این بیماری از همین اشتباه سرچشمه گرفته است.

یا به عنوان مثال دیگر، فرض کنید که شما یک سیستم اعتقادی خاصی دارید که می گوید 2+2=5. شما بنا به دلایلی این نظام فکری را پذیرفته اید و تمام حسابهایتان را بر اساس آن انجام می دهید و زندگی خود را بر اساس این فرمول برنامه ریزی کرده اید. اما هر بار که ماشین حساب را بر می دارید و محاسبه می کنید نتیجه دیگری بدست می آید. بعد از مدتی متوجه می شوید که زندگیتان از نظر مالی از حالت تعادل خارج شده است و هر بار که دکمه های ماشین حساب را فشار می دهید همه چیز غلط است. در این شرایط بهترین کاری که می توانید بکنید این است که نظام فکری خود را عوض کنید. در غیر اینصورت همیشه در اشتباهات گذشته باقی می مانید و تا خودتان اقدام نکنید چیزی عوض نخواهد شد.

همانگونه که مشکلات از درون ما سرچشمه می گیریند راه حل آنها را هم باید در درون خودمان جستجو کنیم. هرگاه به این نتیجه برسیم که هر چیزی که داریم، روابطی که هم اکنون در حال شکل گرفتن هستند، همه و همه با یک فکر آغاز می شود، می توانیم به سادگی راه حل آن را پیدا کنیم.

اما در واقع چرا چنین فکری اساساً در ذهن ما شکل می گیرد؟ این باورها از زمانی در ذهن شکل می گیرند که ما از این واقعیت که خداوند همه چیز را خیر آفریده جدا هستیم. اگر بدانیم خداوند بهترینها را برای مخلوقاتش آفریده و طرح الهی زندگی انسانها سرشار از نیکی و خیر است، هیچگاه به شر اجازه نخواهیم داد که وارد زندگیمان شود.

ادامه دارد....

By Glseek.com
blogsky:/linkbody>